به زیر تـــــــــاق آبی

آسمان من آبیست..

زیرزمین


دیروز دست خودم را گرفتم و کشان کشان به داخل زیرزمین بردم.با ابهتی پدرانه در را به رویش قفل کردم و با صدایی که میخواست نلرزد گفتم: بشین و فکر کن به کارت! تا وقتی هم مشکلت رو حل نکردی بیرون نمیای!

 

عصا زنان پشت در راه میروم و به دختر جوانم که با غم دست و پنجه نرم میکند، می اندیشم. پانزده ساعت از آن موقع میگذرد ولی هنوز، هیچ صدایی از پشت در نیامده است!

 

شنبه ۲۰ خرداد ۹۶ , ۱۷:۲۰ مَـهدی (میرزای قدیم)
خوب میمیره از گشنگی که... برو بیارش بیرون من سفارششو میکنم.... یه کم بهش سخت نگیر... 
کلیدشو گم کردم...
شنبه ۲۰ خرداد ۹۶ , ۱۷:۲۵ مَـهدی (میرزای قدیم)
پس تا ابد اون تو میمونه. امیدوارم کلیدشو یه زمانی پیدا نکنی که دیگه خیلی دیر شده باشه
کلید ساز اومده... نگران نباشین:)
شنبه ۲۰ خرداد ۹۶ , ۱۷:۳۹ مَـهدی (میرزای قدیم)
حسن؟ یا عامو؟
حسن که بنده خدا هنوز تو قفل اول مونده...
Designed By Erfan Powered by Bayan