به زیر تـــــــــاق آبی

آسمان من آبیست..

بهانه

خیلی خوابم می آید.سرم هم درد میکند.چشم هایم سرخ شده اند. انگشت کوچک دست راستم کمی متورم شده است. وقتی گردنم را به راست خم میکنم ،کمی درد میگیرد. سرما خوردگی هنوزهم، در بدنم چرخ میخورد. پایم چند دقیقه پیش به میز خورد و آخ خفیفی گفتم. گوشه ی ابرویم کمی سرخ شده است.گوشی ام طبق معمول شارژ ندارد.یادم رفت کفشم را بشویم.مانتویم را هم نشستم.ناخنم معلوم نیست چه زمانی گوشه اش شکسته است.آقای محترم!چقدر بگویم تا قانع شوی من فردا مدرسه نمی آیم؟؟
خسته از؟
خواب دیگه
حله نرو
راستی مگه هنوز مدرسه هست؟
نرفتم:))
اره تابستون هستش
ای بابا ای بابا...
دوشنبه ۲۳ مرداد ۹۶ , ۱۰:۵۹ میرزا ژوزف پولیتـزِر
اینا رو بهونه کردی نری مدرسه؟ :))) پاشو تنبل
امتخان داشتیم ولی نگرفت:|
مدرسه که نرفتم ولی عوضش رفتم کتابخونه:))
ی تماسی با من داشته باشی بد نیس!
چطوری دوستم؟:))
عجب!
اون زخم گوشه ی لبت به خاطر همین بود؟

ببین انقدر زنگ نزدی صداش در اومده!
...درسا خیلی فشار آوورده بهش؟!:)
نه اون که از شدت ذوق خونه ی خانوم رفتن،خودمو ناکار کردم:))

نه کارم داشت،واسه این موضوع میگفت.
درس؟عمرا!
.
.
آهااای ملت این مریمهههه:)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan