به زیر تـــــــــاق آبی

آسمان من آبیست..

دنده


صبح از دنده ی چپ بیدارشوی و با تمام غرغر هایت،کله ی سحر به مدرسه بروی و قرار بگذاری که تا حد امکان، نگاه هم به بچه ها نکنی؛ آن وقت، درست در همان لحظه که پایت را جلوی مدرسه گذاشتی، بچه ها را ببینی که به صف روی جدول پارک نشسته اند و دست هایشان را تا آسمان بالا کشیده اند و با خنده های همیشگی، برایت دست تکان میدهند! بدون شک،بدون فوت وقت،قطعا و حتما میخندی، آن هم بلـــند و در همان لحظه یادت میرود که امروز، از دنده ی چپ بلند شده ای!

خدایا! مرسی که هستیم...:)

نیمه ی پر لیوان

بعد از هر امتحان، درست وقتی که پام رو تو حیاط مدرسه میذارم؛ با یه لخندی که هرلحظه بزرگتر میشه رو به آسمون چشامو میبندم و به این فکر میکنم که دارم به رویای کتابدار شدن نزدیک تر میشم.  :)

پ.ن: :|
Designed By Erfan Powered by Bayan